سومین اردیبهشت
درست است که دومین سال تولد توست،دومین اردیبهشت توست؛ولی من می نویسم سومین،سومین اردیبهشت هست که در جان من رخنه کردی....سومین بهار است که پابه پای تو دست دردستان کوچک تو نفس به نفس تو باران را از پشت شیشه نگاه می کنم،گاهی پنجره را باز می کنم و از بوی خاک باران خورده خدا را صدا می کنم....از طرف تو هم با خدای خودم خلوت میکنم... صدای رعدو برق می آید برخلاف همیشه که ازترس مثل بیدبه خودم میلرزم،اما آرامم.با آرامش خاصی پنجره را باز میکنم .باران تند تر میشود توی جنین را در درونم....توی یک ساله را درآغوشم...و توی بیستوچهار ماهه ام را در کنارم حس می کنم که این احساس چقدر لطیف است مانند باران بهاری که دلهره ای ندارد که میدانی چند لحظه بعدش همه جا پرا...
نویسنده :
مامان شکوفه صورتی
14:19



